آتریناآترینا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

آترینا، عشق مامان وبابا

حادثه تلخ

1390/5/23 1:01
نویسنده : مامان و بابا
291 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دخمرکوچولوم، امروز یه حادثه بد اتفاق افتاد، که باعث شد نسبت به خودم یه حس خیلی بدی پیدا کنم، امیدم امروز من و تو و بابایی رفتیم خرید، شما بغلم بودی سرت روی شونه ام بود خواستم بخوابونمت روی دستم که گوشوارت به روسری من گیر کرد و از گوش زیبات خون اومد وقتی این صحنه رو دیدم حس کردم زیر پاهام خالی شده و تو نازنینم از بس گریه کردی رنگ صورت ماهت کبود شد خدا رو شکر بابا همراهمون بود و سریع از داروخانه الکل گرفت گوشت رو ضدعفونی کرد، منو ببخش نانازممممممممم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان نازنين
23 مرداد 90 1:07
سلام دوست جون دختر نازي داريد خدا براتون حفظش كنه در برابر مشكلات مقاوم باش كه كوه مقاوم دختر نازت هستي گر چه اين مشكل جزيي بود ايشالله ديگه پيش نياد


مرسی خانمی، حتما سعی میکنم
مامان آترین
23 مرداد 90 1:36
آخی عزیزم. ان شااله همیشه بلا ازت دور باشه. آخه مامانش چرا به این زودی گوشای دخمل نازمونو سوراخ کردی؟ من هنوز دلم نمیاد گوشای آترینمو سوراخ کنم.